Create your flash banner free online تکیه امیر چخماق یزد - مهندسین معمار

 

مهندسین معمار

به نام یگانه معمار هستی

تکیه امیر چخماق یزد
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۸  کلمات کلیدی: بنا های قدیمی

تکیه امیر چخماق در سال1316

http://www.uplooder.net/img/image/47/a674205798a9796d7c8be7a5d69b02aa/P.jpg

این عکس تاریخی در سال 1316 ه.ش به دست «اکسل وان گریف» (1) -عکاس پرآوازه و نویسنده آلمانی- برداشته شده است. این عکس افزون بر ارزش تاریخی و معماری آن، دارای ارزش انسان و جامعه شناختی نیز هست؛ چرا که نه تنها خود تکیه امیر چخماق، بلکه گوشه ای از زندگی و مردمان یزدی در میدان امیر چخماق را نیز در خود نگاشته است. با در دست داشتن این عکس است که اکنون می توانیم گوشه ای از تاریخ این میدان را در کسری از ثانیه در یکی از روز های 75 سال پیش ببینیم. شاید با نکته سنجی بتوان از ریخت سایه ها، هنگامه روز و یا سال را دانست.

همه زیبایی این عکس به نمایش دانش معماری این سرزمین نیست؛ بلکه رفت و آمد و گفت و گو و زندگی زنان، مردان و کودکان یزدی است که بر زیبایی آن افزوده است. یزدیانی که سازنده و دارنده این تمدن اند. امید است همواره همین گونه باشد و خدای ناکرده روزی این میدان، میدانگاه بیگانگان نشود.

گراور اصلی این عکس با اندازه 17 × 23 س.م در دست بنگاه عتیقه جات «کاغذ های تاریخی» (2) و در ایالت «ویسکانسین» کشور «آمریکا» است. بهای خرید آن نزدیک به 50000 تومان است. از همین پیوند ها نیز می توان دیگر عکس های این عکاس از ایران را یافت و دید.


http://www.uplooder.net/img/image/94/6e8f12ac63652d0286e9be6372da2d51/images.jpg

میدان امیر چخماق

میدان امیر چخماق، میدانی است باستانی. در همان قرن نهم هجری که «امیر جلال الدین شامی» -حاکم یزد از سوی «شاهرخ تیموری»- و همسرش -«ستی فاطمه خانم»-، «مسجد جامع نو» را در ده یا کوی «دهوک سفلی» ساختند، پیش روی آن را میدانگاهی فراخ انداختند. آن مسجد در آینده به «مسجد امیر چخماق» و آن میدانگاه از همان زمان به «میدان امیرچخماق» نامور گشت. سازندگان آن میدان افزون بر مسجد، گرداگردش، سازه ها و بنا های دیگری چون خانقاه، کاروانسرا، حمام، آب انبار، قناد خانه، بازار، چاه آب سرد و ... نیز ساختند. همچنین این میدان تا پیش از «شاهنشاهی پهلوی» مانند برخی دیگر از میدان ها گورستان نیز شده بوده و پاره ای از مردم برای فرخندگی حسینیه اش، مردگان خود را در آنجا خاک می کرده اند. از همان آغازین سال های این سده از این کار جلوگیری می شود و گور ها ویران و دوباره میدان می شوند. (3)

هرچند آن میدان که با آن اندیشه های بلند و نیک ساخته شده بود تا به امروز در نما و سازه های پیرامونش در پاره ای از جا ها دگرگون شده است، اما همچنان میدان امیر چخماق یکی از برجسته ترین و دیدنی ترین میدان های شهر یزد است.

http://www.uplooder.net/img/image/24/506dc02a986b67c2c6b9d1d28c775eae/OO.jpg

عکس رنگی شده کهن و رو در رویی آن با عکس امروز تکیه امیر چخماق؛ تفاوت در کاشی کاری ها، افزودن نوار بالای دو صفه کناری بالا و بالا آمدن کف میدان از تفاوت های این دو عکس است.

 

تکیه امیر چخماق

تکیه، ساختمانی است پرغرفه و بیشتر با دو منار که در یک بر از حسینیه ها می سازند. در هنگام سوگواری و نخل برداری، حاکم در غرفه شاه نشین و بانوان در دیگر غرفه ها تکیه می زنند و آیین مردم را به تماشا می نشینند یا می ایستند.

پیشینه این بنای زیبا را 200 سال می دانند. باور بر این است که در قرن سیزدهم این میدان را حسینه کرده اند و بر سردر بازار، این تکیه را ساخته اند. کتیبه کار گذاشته شده در غرفه شاه نشین که تاریخ 1296 ه.ق (1258 ه.ش) بر خود دارد نیز پیشینه این بنا را تنها 130 سال نشان می دهد. باور دیگری نیز در این زمینه هست. برای نمونه «عباس رییس زاده» -رییس اداره «آموزش و باستان شناسی» در سال 1342- در پاسخ به پافشاری پاره ای بر ویران کردن این بنا، چنین می نویسد:

"گروهی معتقد اند که مناره های امیر چخماق جنبه تاریخی ندارد و آن را مناره های بی خاصیت می نامند و می گویند چون بیش از هشتاد سال (اکنون 130 سال) از عمرش نمی گذرد، جنبه تاریخی ندارد. اما این اشخاص متوجه نمی باشند که باستان شناسی هم وجود این مناره ها را باستانی نمی داند. باستان شناسی قسمت مرکزی صفه ها را به شهادت بقایای کاشی های موجود در بدنه های غرفه های بالای سر بازار که همزمان با مسجد امیر چخماق و مربوط به قرن نهم هجری است و در حدود یک قرن از مسجد جامع کبیر جدید تر است، را باستانی می داند. وضع طاق بندی ها و سردر مناره ها طوری است که معرف نوعی مخصوص از معماری شهر تاریخی یزد به شمار می رود و به همین جهت در تاریخ 1330/10/11 از طرف «وزارت فرهنگ» ذیل شماره «383» در «فهرست آثار تاریخی و ملی» به ثبت رسیده است و تصویر آن در کتاب های مختلفی که از طرف دانشمندان و باستان شناسان خارجی درباره ایران نوشته شده است درج شده که آن را به عنوان معرف و مظهر یزد تشخیص داده اند." (4)

پس شاید آن زمان که تکیه ای هم از نبوده، «بازار حاجی قنبر» سردر صفه مانند یا سازه دیگری بر سرش داشته که پیشینه اش به نیم هزاره می رسد و آن بخش سپس صفه شاه نشین این تکیه شده است. این بازار قدیمی ترین بازار یزد است که به فرمان «نظام الدین حاجی قنبر جهانشاهی» -حاکم یزد از سوی «جهانشاه قراقیونلو»- و در قرن نهم ساخته شده است. (5)

http://www.uplooder.net/img/image/48/028cc67a653bf1215b484f01cbe6faf4/amirchakhmaq_axel_von_graefe_people_crop.jpg

برش هایی مردمی از عکس اصلی؛ گرد هم آیی و دور هم نشینی بر دسته ها و در سایه نخل، نمایی از زن، کودک، جوان و مرد یزدی.

 

دهه های آغازین این سده، دوران خیابان کشی های شهر است که این عکس هم در همان زمان گرفته شده و این عکاس هم کتابی با نام «ایران، پارس نو» (6) در آن باره نوشته است. هنگامی که کار به این تکیه و ساخت خیابان در پشت آن رسید، گروهی از مردم و کارگزاران روشنفکر نما کوشش های فراوانی را برای ویران کردن آن آغاز کردند. آنها یکسره می گفتند و می نوشتند: "این بنا بیش از 80 سال عمر ندارد و جنبه تاریخی ندارد و خطر خرابی آن مردم را تهدید می کند؛" یا اینکه "این مناره های بی خاصیت شهر را به دو قسمت تقسیم کرده و از زیبایی شهر به طرز فاحشی کاسته اند." آنها می خواستند این تکیه و بازار با خاک یکسان شود تا چهار راهی خیابان کشی شده درست شود.

خوشبختانه با بیداری گروهی از مردم و کارگزاران و معماران و سازمان ها و با نگرش خوبی که نسبت به نگهداری بنا های باستانی از سوی بالا ترین مقام ها بود، این بنا نگهداری شد و به زیبا ترین گونه بازسازی شد و راه رفت و آمد هم با دور زدن تکیه به درستی چاره اندیشی شد.

نخل امیر چخماق

یکی دیگر از بخش های دیدنی این میدان، نخل بزرگ آن است که به «نخل حیدری ها» نیز نامور بوده است. آن گونه که «عبد الحسین آیتی» گفته، پیشینه این نخل به 450 سال پیش و «دوره صفویه» می رسد. برخی این نخل را کهن ترین نخل و برخی دیگر، نخل «میدان شاه ولی» در «تفت» را با 600 سال پیشینه، کهن ترین نخل جهان می دانند.

هرچند تاریخ درست ساخت نخل امیرچخماق در دست نیست اما «ایرج افشار» تاریخ وقف پوش سیاه پیشین این نخل که نگاره «شیر و خورشید» بر خود داشته را رجب 1229 ه.ق (تیر 1193 ه.ش) و برابر با 200 سال پیش نوشته است. پس وقتی پارچه روی این نخل برای 200 سال پیش بوده، 450 سال سن برای خود آن هم ناپنداشتنی نیست. اگر این گونه بوده باشد، می توان گفت هنوز خبری از حسینیه و تکیه نبوده که این نخل اینجا بوده است.